قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

380

درة التاج ( فارسى )

است « 1 » كى درو حكم كرده باشند بمنافاة در كذب . ميان دو قضيّه يا بيشتر « 2 » ، يا بسلب آن بىتعرّض جيزى ديگر ، و موجبهء به اين معنى اعم باشد از موجبهء بمعنى اول ، و از موجبهء حقيقيّه ، و حكم سالبهء ايشان به عكس اين باشذ . و هر موجبه حقيقيّه « 3 » كى صادق باشذ « ( و ) » مشتمل بر دو قضيه مركّب باشذ از « 4 » دو قضيه كى - يكى نقيض ديگرى باشذ يا « 5 » هر يك ازيشان مساوى نقيض آن ديگر باشد ، و هر دو قضيّه كى برين وجه باشند « 6 » تركيب موجبهء حقيقيّه ازيشان توان كرد . امّا دوم ظاهرست - به جهت آنك جون يكى نقيض ديگرى باشذ - نه بر صدق جمع شوند و نه بر كذب ، و امّا اوّل به جهت آنك يكى از دو جزو « ( او ) » اگر نقيض آن ديگر باشذ فهو المطلوب و اگر جنين نباشذ هر يكى ازيشان مساوى نقيض آن ديگر باشد بسبب استلزام هر يكى ازيشان نقيض آن ديگر را - به جهت امتناع اجتماع ، و استلزام نقيض هر يكى ازيشان آن ديگر را به جهت امتناع خلوّ . و موجبهء صادقه كى مشتمل باشد بر قضايا ( ئى ) مركب باشد از قضيّه و جميع قضايائى كى نقيض آن قضيه به آن منقسم شود ، و حكم بمنافاة در صدق و كذب درين قضيه ميان جملهء قضايائى باشد كى داخل او باشند نه ميان هر دو قضيه از آن و هر موجبهء « 7 » مانعة الجمع بمعنى اخصّ به شرط صدق - و اشتمال بر دو قضيّه مركب باشذ از دو قضيّه كى هر يك ازيشان اخصّ باشذ از نقيض

--> ( 1 ) - ايست - ط . ( 2 ) - بيش - م . ( 3 ) - حقيقه - اصل . ( 4 ) - و از - م . ( 5 ) - م بى : يا - ط : تا . ( 6 ) - باشد - م ( 7 ) - موجبه كه - م .